مدیریت دانش در سازمان های رسانه ای

مدیریت دانش در سازمان های رسانه ای

پیشگامان به‌کارگیری مدیریت دانش در دنیا، موفق‌ترین سازمان‌ها به لحاظ سودآوری ازجمله مایکروسافت، اچ‌پی و یا ده‌ها سازمان‌ نام‌آشنای دنیای تجارت، فرهنگ و فناوری هستند؛ اما چرا بحث مدیریت دانش که ازجمله داغ‌ترین موضوعات اجلاس‌های بین‌المللی و دانشگاهی است کمتر در سازمان‌های ایرانی مورد توجه است؟ با کمی حسن ظن می‌توان گفت که هنوز زیرساخت‌های لازم برای اجرای آن در بسیاری از سازمان‌های ما فراهم نشده است، اما دلیل اصلی آن شاید عدم تمایل و شناخت مدیران ما به مقوله مدیریت دانش و مزایای آن باشد. مدیریت دانش بیشتر در سازمان‌هایی مطرح می‌شود که به فکر جهانی‌شدن، رقابت با رقبای سرسخت، مبتکر و خلاق هستند و ضریب تغییرات فناوری در صنعت آن‌ها بسیار زیاد است.

دستیابی به چابکی سازمانی، منابع انسانی اثربخش، مدیریت بهینه تخصص نیروی انسانی بازنشسته، فرهنگ سازمانی اثربخش، خلاقیت و نوآوری؛ تنها بخشی از اهدافی است که از طریق مدیریت دانش در سازمان‌های رسانه‌ای می‌تواند بدان‌ها دست یافت. به‌عبارتی‌دیگر مدیریت دانش به دنبال این است که به‌طور مثال چه اتفاقاتی باید در سیستم منابع انسانی سازمان بیفتند تا به تصمیم‌گیری اثربخش و کارا، در یک مجموعه به مدیریت کمک کند. مدیریت دانش در سازمان رسانه‌ای یعنی چه نوع دانش و از کدام منبع دانشی باید طبقه‌بندی و مستندسازی شود تا آن‌ها را به‌طور هدفمند به تصمیم‌گیری مدیران سازمانی سوق دهیم تا مدیران بخش‌های مختلف دستاوردهایی همچون نوآوری و خلاقیت و تصمیم‌گیری بهینه را برای مجموعه خودشان به ارمغان آورند. درواقع مدیریت دانش در سازمان‌های رسانه‌ای به دنبال هوشمند کردن فعالیت‌های سازمان جهت کسب موفقیت‌های بیشتر و درک و فهم ارزش بهترین دارایی‌های دانشی سازمان یا همان نیروی انسانی است.

این مقدمه باعث شکل‌گیری سئوالاتی در ذهن یکی از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد مدیریت رسانه در دانشگاه صداوسیما به نام آقای محسن ایراندوست شد. سئوالاتی چون؛ مدیریت دانش در سازمان صداوسیما به چه معناست؟ مدیریت دانش چه دستاوردی برای سازمان صداوسیما به همراه دارد؟ الگوی بومی و کاربردی و به‌دوراز فضای منحصراً تئوریک برای مدیریت دانش در سازمان صداوسیما چگونه است؟

برای پاسخ دادن به این سئوالات پایان‌نامه‌ای با عنوان «الگوی پیشنهادی مدیریت دانش در سازمان صداوسیما» توسط ایشان و به راهنمایی بنده و مشاوره آقای دکتر سید مرتضی موسویان به انجام رسید. در این پژوهش با روش نظریه زمینه‌ای اقدام به طراحی الگوی پیشنهادی مدیریت دانش برای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران گردید. نتایج این پایان‌نامه نشان داد که به‌طورکلی مدیریت دانش در سازمان صداوسیما پیرو عوامل یا عناصر سه‌گانه زیر است:

«برای مدیریت دانش در سازمان صداوسیما ابتدا باید اقدام به شناخت مراکز و منابع دانشی در این سازمان شود؛ به‌عبارتی‌دیگر باید مشخص گردد که در سازمان به دنبال چه چیزی هستیم. مراکز دانشی مخازن ارزشمندی هستند که منابع دانشی سازمان در آن قرار دارند، درنتیجه باید برنامه‌ی مدونی برای مدیریت کارآمد آن‌ها وچود داشته باشد.

مدیریت دانش در سازمان صداوسیما نیازمند یک نگاه کل‌نگر به مجموعه سازمان است. به‌عبارتی‌دیگر صرف نظریه‌پردازی و در نظر نگرفتن زیرساخت‌های لازم برای اجرا، در عمل فرایند مدیریت دانش را تضعیف می‌کند. الزامات زیرساختی فرایند مدیریت دانش شامل تدوین نقشه دانشی، حمایت مدیریت،‌ شناخت وظیفه نهادی سازمان، زیرساخت فناوری اطلاعات هدفمند، سیستم منابع انسانی، ‌ضرورت ایجاد سازوکاری برای ارتباط با بازنشسته‌ها، سیستم پاداش هدفمند، فراهم کردن ساختار مناسب، لزوم ایجاد وحدت عقیدتی و فرهنگ تسهیم و اعتماد است.

پس از شناخت مراکز و منابع دانشی و فراهم کردن زیرساخت‌های لازم، باید با اجرای فرایند مدیریت دانش اقدام به مدیریت این سرمایه گران‌بها در سازمان صداوسیما شود. این فرایند شامل مراحل تعیین نیازها، راهبردها و اهداف دانشی، شناسایی و کشف دانش، ذخیره و سازمان‌دهی دانش، تسهیم دانش، یادگیری و به‌کارگیری دانش، نظام مستندسازی، ارزیابی، شناسایی فعال و حذف دانش منسوخ‌شده و بازخورد به منبع دانش است».

حاصل کار دستیابی به یک الگوی مفهومی با عنوان « الگوی سه وجهی مدیریت دانش برای سازمان صداوسیما» بود که در ادامه تصویر شماتیکی از آن آورده شده است:

الگوی سه وجهی مدیریت دانش در سازمان صداوسیما

آیا با این مدل می‌توان به پیاده‌سازی نظام مدیریت دانش در سازمان صداوسیما مبادرت نمود؟! این مدل یک گامی استوار به‌سوی این مهم در سازمان صداوسیما است و یقیناً تا رسیدن به مقصد نهایی راه زیادی در پیش است.

یک دیدگاه

ارسال د یدگاه

آدرس ایمیل شما محفوظ استلطفا فیلد های مشخص را وارد نمایید *

*

رفتن به بالا