۲۰ سال زندگی در غار!

حدود سه سال پیش بود که برای ساخت یه مستند رفته بودم بیرجند. موضوع مستند فقر شدید مردم این منطقه بود و کارهایی که کمیته امداد و بعضی از خیرین برای این مردم فقیر کرده بودن. به یاد ماندنی ترین خاطره این سفر برایم بازدید از مناطق نزدیک مرز افغانستان در نهبندان بود. نهبندان منطقه ایست میان استان سیستان و بلوچستان و استان خراسان جنوبی، یکی از فقیرترین مناطق ایران. برای بازدید از روستاهایی بسیار پرت در کوه های نزدیک مرز افغانستان با دوتا ماشین شاسی بلند به دل کوه ها زدیم، البته با همراهی و راهنمایی مدیر دلسوز و دردمند کمیته امداد خراسان جنوبی. در سرزمینی که خشکسالی ریشه حیات را در آن خشکانده بود.

DSC00434

شاید بسیاری از صحن هایی که در آنجا دیدم برای هیچ کس باور کردنی نباشد. صحنه هایی از فقر مطلق! یکی از عجیب ترین خاطرات این سفر دیدن مردی بود که در ۲۰ سال گذشته به تنهایی در کوه های این منطقه  زندگی می کرد و در این سال ها کمترین ارتباطی با دیگران داشت و از هیچ وسیله ارتباط جمعی  استفاده نمی کرد!

DSC0097

در دل کوه های صعب العبوری که هیچ خبری از سیم تلفن، آنتن موبایل، تلویزیون و … نبود، در غاری که خود در دل زمین کنده بود، روزگار می گذراند. مردی که حتی حرف زدن را هم فراموش کرده بود و به سختی می توانست با ما ارتباط برقرار کند.

DSC0135

همراه با چند گوسفندی که امورات خود را از آنها تامین می کرد و تنها کسی را که می دید دخترش بود که به همت کمیته امداد در یکی از روستاهای اطراف اسکان داده شده و ازدواج کرده بود و سالی چند بار به او سر میزد. هنوز فکر می کرد امام (ره) زنده است و وقتی به او گفتیم که از کمیته امداد امام خمینی آمده ایم شروع کرد به دعا کردن برای سلامتی و طول عمر امام!

DSC0127

۲۰ سال زندگی در یک غار به دور از اجتماع و بدون برق، گاز، آب، تلفن، موبایل، تلویزیون، رادیو و …

البته بی وجدانی است اگر این را نگویم که به همت کمیته امداد و خیرین برای بسیاری از این افراد خانه ساخته شده بود. البته فقر فرهنگی شدید باعث شده بود که برخی برای نقل مکان به روستا مقاومت کنند مثل همین پیرمرد که بارها از کمیته امداد آمده بودند تا او را به روستا ببرند ولی نپذیرفته بود و حتی دخترش را هم با زور قانون برده بودند.

شاید باور کردنش برایتان سخت باشد، من هم اگر خودم با چشم هایم ندیده بودم هرگز باور نمی کردم.

یاد سخن رسول خدا (ص) افتادم که فرمودند: «آن که سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد به من ایمان نیاورده است».

2 دیدگاه

  1. چقدر درد داشت این حرف ها و عکس ها

ارسال د یدگاه

آدرس ایمیل شما محفوظ استلطفا فیلد های مشخص را وارد نمایید *

*

رفتن به بالا